دریا
سلام گل دخترم
دیروز که اخرین روز تعطیلات طولانی عید امسال بود یعنی 16 فروردین برای اولین بار در سال جدید رفتیم دریااااااااااااااااا
یه کم سرد بود
اما
به به چه ابی چقدر خلوت بود چقدر اروم بود
چقدر خوش گذشت
من بودم و شما و پدر
عشقم یه اسب اونجا بود که شما همش می خواستی بری پسشش و باهاش بازی کنی اما پدر اجازه نمی داد خیلی نزدیک بشی و می گفت ممکنه رم کنه
دختر گلم حسابی بازی کردی و بعد هم رفتیم بازار ماهی محمود اباد تا ماهی سفید بخریم شما هم همش گیر داده بودی که به ماهی ها دست بزنی البته اولش می ترسیدی اما بعد شجاع تر شدی و به ماهی خشک شده ها دست زدی
گلم بعد هم رفتیم خونه مامان نرگس و چند تا ماهی هم به اونا دادیم بعد هم اومدیم خونه
ناز گلم دوست دارم
راستی روز 5 شنبه من و پدر مشغول کار خودمون بودیم که ناگهان من متوجه شما شدم ودیدم که وایییییییییییی حسابی خودت رو رنگ کردی تا اون روز نمیدونستم که می تونی در لاک و خودت باز کنی خلاصه دخترم نه تنها خودت که یه قسمتی از رو فرشی رو که به خاطر نبود فرشا پهن کرده بودیم لاک زده بودی اینم عکسش
اینم عکسای دریا




دریا
